تبدیل شهرنشینان به شهروندان پایدار
تهران نزدیک به ۲۰۰ سال است که پایتخت ایران محسوب میشود.
رشد جمعیت در این شهر در طول سالهای گذشته به ویژه در3 دهه اخیر بسیار چشمگیر بوده است.آنچه در این گذار بر این شهر رفته بیانگر عدم توسعه متوازن در حوزه شهروندی است.همزمان با رشد جمعیت، فرهنگ شهرنشینی در این شهر توسعه نیافته است و بسیاری از شهروندانی که برای سکونت در تهران به پایتخت مهاجرت کرده اند، هنوز نتوانستهاند توسعه متوازنی به لحاظ فرهنگی داشته باشند.
اگر به روزگار دوردست نگاهی بیندازیم، شهرها را سرزمینهایی همسان میبینیم؛ سرزمینهایی که در آنها زندگی چندان تفاوتی با زندگی روستایی نداشته است. این تلقی دستکم در شهرهای ایران بیشتر نمود داشت. در واقع شهرها تا 50سال پیش روستاهایی بزرگ بودند با مردمانی که بیشتر به قوانین زندگی در اقلیمی خاص متکی بودند و کمتر به رویکردهای شهرنشینی توجه داشتند. شاید به همین دلیل بود که بسیاری از کارشناسان عرصه شهری در ایران بین مفهوم شهروند و شهرنشین تفاوت عمده قائل بودند. شهروند را مفهومی فراتر از شهرنشین دانستهاند و برای تبدیل یک شهرنشین به شهروند، فرایندی را متصور شدهاند. شاید امروزه هم با تکیه بر آموزشهای مختلفی که در عرصههای شهری صورت گرفته است با اطمینان بیشتر بتوان مفهوم شهروند را به ساکنان شهرهای بزرگ اطلاق کرد.




جغرافیا یعنی سرنوشت من و تو ، یعنی آینده ما