جغرافیایی رفتاری

از دهه 1960، جغرافیای رفتار فضایی در مسیر تاثیر گذار قرار گرفت . بدینسان که بخشی از آن در داخل انقلاب کمی و بخشی دیگر به موازات آن ، این تاثیر گذاری را در دیدگاه های جغرافیایی ، به خود اختصاص داد .در آغاز کار ، جغرافیای رفتار فضایی ، به صورت شگفت آوری به سوی نگرشهای التقاطی کشیده شد  و این مکتب جغرافیایی ، از اندیشه های ساختار گرایانی  چون لویی –استراوس و ژان پیاژه ، و از روانشناسان شناختی – ادراکی نظیر اسکینر ، برونر و ورنر و از فلاسفه ای مثل برکای و کانت تاثیر بسیار پذیرفت . و در نهایت به تفکرات التقاطی جغرافیدانان مکتب رفتار فضایی بینجامد .ریشه های رفتارگرایی به دیدگاه فلسفی افرادی مانند جان لاک بر می گردد که ذهن را لوح سفیدی می دانست که می توان آن را به دو شکل در آورد . اما رفتارگرایی  بطور رسمی در سال 1931 با سخنرانی معروف واتسون (1958-1878 ام ) بنیان گذاری شد.بعد از رواج رفتار گرایی در آمریکا ، گسترش رفتارگرایی در کل جهان به دو دلیل ،قابل پیش بینی بود اول اینکه نظام آموزشی آمریکا ، به عنوان یک نظام پیشرفته تلقی می شد و کشورهای دیگر از آن الگو می گرفتند جغرافیای رفتاری در پی کشف و شناخت نقشه های ذهنی مردم و پرده برداری از ادراکات عمیق آنها درباره مکانها ست در واقع این مکتب جغرافیایی تاکید و گفتمان میان صورت ذهنی جامعه و فضا مورد توجه می باشدجغرافیای رفتاری الگوهای فضایی رفتار را به مثابه یک فرایند شناختی – ادراکی تبیین میکند.در واقع به بیان جغرافیای از رفتارگرایی می پردازد: (شکویی ،1388:ص 111)عده ای از جغرافیدانان در جغرافیای رفتاری  کاربردی روی سه موضوع تاکید می کنند:1-ادراک فضایی 2-گزینش رفتار 3-کارتوگرافی ادراکی. در این دو عامل محرک و واکنش مورد تاکید است.(همان منبع ، ص112) از این رو با توجه به مکتب جغرافیای رفتار فضایی و جنبه کاربردی آن یکی از زمینه های کاربردی آن تحلیل رفتار گردشگر است بر پایه نظریه ها ، مفاهیم و الگوهای از فضاهای روان شناختی به فضای عینی تفسیر و تبدیل می شود.در جهان بخش عمده ای از تجارب فرهنگی  اجتماعی یک مکان در غالب گردشگر شکل گرفته است (اذانی  وموسوی ،1392 :ص47 ).در جغرافیای رفتاری کل مکان ، علاوه بر اینکه صحنه عملکرد های اقتصادی، تاریخی و اجتماعی است، در عین حال فضای روان شناختی است.این فضا هویت ،ساختار و مفهوم خاص خود را دارد که به مقتضای خصوصیات فردی (سن ،جنس ،زمان سکونت ،مکان اقامت ،کار پایگاه اجتماعی –اقتصادی و ... )تغییر پیدا می کند . بنابراین جغرافیای رفتاری به جای اینکه روش خود را بر تحلیل داده ها ی سر شماری ها و طرح عمومی جامعه بنا نهد ، فضای رفتاری و کرداری افراد و کاربردی که انسان از فضای زندگی خود دارد را مطالعه می کند (فرید ،1397 ، ص41 ).یکی از قلمرو فکری در جغرافیا انسانی ، مطالعه نظری و عملی جغرافیای رفتاری (behavioral Geography) است (بهفروز ،1370، ص 43 )

مکتب جغرافیای آلمان :


http://media.web.britannica.com/eb-media/19/25919-004-2192CA0A.jpg


الکساندر فن همبلت : جغرافیای قرن 19 به بعد باظهور برخی جغرافیدانان المانی اغاز میگردد و همبلت از چهره های بزرگ در تاریخ جغرافیای کلاسیک است او تحت تاثیر استادش ارفروستر قرار داشت و به همراه او مسافرت های زیادی به خارج از مرزهای المان داشت او با جریان انطباق و تنظیم مشاهداتش در مورد پدیده های طبیعی با علم جغرافیا مرتبط شد و در اثارش از جمله کاسموس یا جهان به بسط علم پراکندگی فضایی و پدیده های سطح زمین و جهان پرداخت و انرا علم کیهان شناسی یا کاسمو لوژی نامید


به ادامه مطلب بروید...

ادامه نوشته