اولين تئوري مكان هاي مركزي به وسيله كريستالر كه يك جغرافي دان بود در سال 1933، در مورد نواحي جنوب آلمان، عنوان شد. او متوجه شد كه رابطه مشخصي بين اندازه شهر و تعداد شهرهايي كه درآن طبقه از اندازه شهر قرار دارند، وجود دارد و بالاخره، براي ژي بردن به اندازه شهر، بايد در مورد تمام كالاها و يا خدماتي كه در آن شهر توليد و عرضه مي شود، اطلاعاتي داشت. هر شهر كه در هر طبقه اندازه اي خاصي قرار دارد، تمام كالاها و خدماتي را كه شهرهاي كوچك تر عرضه مي كنند به علاوه كالاها و خدمات بيشتري كه به بازار بزرگتري احتياج دارند، توليد و عرضه مي كند.
در حدود دو سال بعد، در سخت ترين سالهاي جنگ جهاني دومف »آگوست لوش«، بعضي از فرضهاي مدل كريستالر را تغيير داد و يك نظام شهري را بنيان نهاد كه با حقيقا سازگاري بيشتري داشت. برعكس مدل كريستالر در مدل لوش، شهرهاي هم اندازه، مي توانند كالاها و خدمات مختلفي را توليد و عرضه كنند.
نظام سلسله مراتب شهري را كه منتج از نظريه مكانهاي مركزي است، مي توان در ساده ترين حالت خود با استفاده از ابزارهاي رياضي نشان داد و معمولاً رابطه مستقيم بين تعداد و تنوع فعاليت ها و جمعيت شهر وجود دارند. بنابراين، مي توان گفت شهرهايي كه در طبقات بالاتر قرار دارد، جمعيت بيشتري هم دارد. در اين صورت شهري كه در طبقه اول قرار گرفته، كوچكترين اندازه شهر در نظام سلسله مراتب شهري است و شهري كه در طبقه آخر قرار گرفته، داراي بزرگترين اندازه شهر در آن نظام شهري است.
از خصوصيات ديگر سلسله مراتب شهري بر اساس نظريه مكانهاي مركزي اين است كه فاصله بين شهرهاي موجود در هر طبقه با طبقه اي كه آن شهرها در آن واقع شده است، رابطه عكس دارد. بدين ترتيب كه فاصله بين شهرهايي كه در طبقه قرار دارند، كمتر از فاصله بين دو شهري است كه در طبقه بالاترند.
نبايد فراموش شود كه يكي از فرضه هاي مهم اين نظريه بيان مي كند كه منابع توليد و جمعيت به طور يكنواخت در منطقه توزيع شده باشد، اما نامنظم بودن توزيع فضايي منابع توليد و به تبع ان مناطق توليدي و صنعتي و همچنين وجود خاصيت صرفه جويي هاي ناشي از تجمع ، باعث برهم زدن يكنواختي سيستم سلسله مراتب شهري بر اساس نظريه مكانهاي مركزي مي شود.
نكته ديگر اين كه نظريه مكانهاي مركزي، وضعيت موجود يك سيستم سلسله مراتب شهري را در حالت ايستا (استاتيك) توضيح مي دهد و نمي تواند با رشد ديناميكي شهر سازگاري داشته باشد.
«اسمايلز» اولين بررسي سلسله مراتبي مكانهاي مركزي را در سطح ملي انجام داده است، سلسله مراتبي كه او براي كشورهاي انگليس و ولز ارايه داد، بر اساس برخي فعاليتهاي منتخب كه وي آن ها را ويژگي يك شهر كامل از نظر خدمات و خرده فروشي تشخيص داده بود قرار داشت. اين فعاليتها عبارت بودند از: 1. بانك 2. شعبات فروشگاههاي زنجيره اي مهم 3- دبيرستان 4- بيمارستان5- سينما6- روزنامه هاي هفتگي.
هر شهري كامل مي بايست همه كاركردهاي بالا را به استثناي بيمارستان و دبيرستان كه در مورد اين دو، اسمايلز انعطاف بيشتري به خرج داده بود داشته باشد.
+ نوشته شده در ۱۳۹۰/۰۶/۰۸ ساعت 18:33 توسط قاسم صمدی
|
جغرافیا یعنی سرنوشت من و تو ، یعنی آینده ما